هر كاري مي كنم نمي تونم نتيجه گيري رو سريع تموم كنم چون حاوي نكات مهميه :
- موسيقي :
امروز در آغاز هشتمين سال آشنايي پارسا با موسيقي قرار داريم . از هفت سالي كه گذشت دو سال و نيمش به ارف گذشت و 4 سال و نيم هم به يادگيري دو ساز تخصصي ويلن و دف . در واقع دوره دف به پايان رسيد يعني ميشه گفت ديگه چيزي براي يادگيري اين ساز وجود نداره و از اين به بعد و با هدف افزايش مهارت ، هفته اي يك ساعت با همون گروه 4 نفره به تمرين آموخته هامون خواهيم پرداخت . در مورد ويلن هم كه واقعن ساز سختيه و نميشه به اين راحتي ها دوره اش رو به پايان برد اما ميشه گفت يك سوم راه رو رفتيم و دو سوم كار باقي مونده . دو سال هم هست كه با اركستر زهي در حال تمرين هستيم . و دو سه ماه هم هست كه با گروه كر ... در واقع موسيقي بخش عظيمي از زندگي من رو به خودش تخصيص داده . برنامه هر هفته موسيقي من تقريبن به اين ترتيبه :
دف : يك جلسه يك ساعته
ويلن : يك جلسه نيم ساعته
اركستر زهي : يك جلسه يك ساعت و نيمه
گروه كر : يك جلسه يك ساعت و نيمه
موسيقي و به طور كلي هنر از نظر اينجانب روح زندگيه . بدون هنر زندگي معنا و مفهوم نداره و تبديل ميشه به يه سري فعاليت هاي فيزيكي قراردادي . و از ميون اين هنرها موسيقي جايگاه بالاتري داره از اين منظر كه با روح ، جسم و شنوايي شما به صورت همزمان سر و كار داره . شما مي تونيد از يك تابلوي نقاشي يا از ديدن يك نمايشنامه لذت ببريد اما هيچكدوم از شاخه هاي هنر نمي تونند مثل يك قطعه ناب موسيقي شما رو از زمين و زمان جدا كنند و روح شما رو پرواز بدند اما :
با يه حساب سرانگشتي ميشه فهميد پارسا از ابتداي آشناييش با موسيقي تا الان 648 جلسه (بدون غيبت) اومده كلاس . اين زمان صرف شده سواي تمرين هاي من
برچسب:
نویسنده: نیما میرزاپور
برچسب:
نویسنده: نیما میرزاپور